مراحل ایجاد تغییر فردی

شاید داستان مردی که کلیدش را گم کرده بود را شنیده اید. ماجرا از این قرار بود که مرد در زیر نور چراغ کوچه ای به دنبال کلید گمشده اش می گشت. فردی به کمک او آمد، مدت زمانی که از جستجوی بی حاصل آن ها می گذشت، آن شخص از مرد پرسید مطمئنی کلید را همینجا گم کرده ای ؟ مرد گفت آن را در  خانه گم کرده ام.

آن شخص با تعجب پرسید پس چرا اینجا به دنبال آن می گردی؟ مرد گفت در خانه هیچ چراغی نداشتم به همین دلیل آمده ام اینجا که روشن است شاید آن را بیابم.

وضعیت بسیاری از ما نیز در مواجهه با مشکلات و ناملایمات به این داستان شباهت دارد. یعنی به جای اینکه راه حل مشکلات را در درون خود جستجو کنیم، به شرایط بیرونی متوسل می شویم.

بسیاری از ما با مقصر شمردن عوامل بیرونی از دنبال کردن اهداف و آرزوهایمان چشم پوشی می کنیم. شخصیت و منش خود را به والدین مان  نسبت می دهیم. خودمان هیچ مسئولیتی را نمی پذیریم.

ما در قبال همه چیز مسئولیم. وضعیت مالی، تندرستی و سایر شرایط زندگی مان حاصل اندیشه خودمان است. ما فقط جسم مادی نیستیم . اگر مسئولیت اوضاع و شرایط را نپذیریم وجود ما فقط به این جسم مادی محصور می شود و تنها به حضور در جسمی که به ارث برده ایم محدود می شویم.

باید بدانیم که  اندیشه شفا بخش است و می تواند دنیای ما را دگرگون کند . ما می توانیم با نفوذ به دنیای درون خود، جنبه های مثبت بیشماری را در خود کشف کرده و آن ها را به ظهور برسانیم. جهانی که در درونمان تصور  می کنیم جهان ما خواهد شد.

برای ایجاد تغییر فردی ۶ مرحله لازم است:

مرحله ۱) تغییر افکار

مرحله ۲) تغییر باورها

مرحله ۳) تغییر انتظارات

مرحله ۴) تغییر نگرش

مرحله ۵) تغییر عملکرد

مرحله ۶) تغییر رفتار

تغییر افکار

اکثر ما انسان ها برای خواسته های خود محدودیت قائل می شویم. ذهن ما به گونه ای تکامل یافته است که همواره می خواهد به سوی افکار منفی و چالش آور گرایش داشته باشد. ما فکر می کنیم از ذهن وهوش کافی برخوردار نیستیم تا بتوانیم به موفقیت برسیم.

قانون کاشت و برداشت را به یاد دارید؟ این قانون می گوید هر آن چه که بکارید همان را برداشت می کنید. قانون علت و معلول نیز همان قانون کاشت و برداشت است. افکار علت هستند و موقعیت ها معلول. ما می توانیم زندگی خود را عوض کنیم چون می توانیم افکارمان را تغییر دهیم.

هر نوع تغییری از فکر شروع می شود و این افکار هستند که باورهای ما را می سازند. اگر بتوانیم افکارمان را تغییر بدهیم، می توانیم باورهای خود را نیز عوض کنیم.

شما همان خواهید شد که بیشتر اوقات درباره آن فکر می کنید”

افراد موفق بیشتر اوقات درباره آن چه می خواهند و نحوه دست یابی به آن فکر می کنند. اگر مانند افراد موفق فکر کنیم به همان نتایج خواهیم رسید یعنی اگر برنامه ذهنی یک فرد موفق را الگوبرداری کنیم می توانیم موفقیت اورا نیز تکرار نماییم.

ما نیاز به افکار و شناخت هایی داریم که در فرایند تغییر به ما کمک کنند. اگر به توانایی خود برای تغییر شک

ذهن ما آنقدر نیرومند است که می تواند تقریبا هر چه را در زندگی بخواهیم برایمان فراهم کند.

 

تغییر باورها

 

باورهای ما تکرار بسیار زیاد افکار ما هستند. باورهایی که اکنون داریم حاصل گذشته ما هستند. اکثر باورها را خودمان انتخاب نکرده ایم. خانواده، محیط، دوستان، فرهنگ ورسانه ها چگونگی باورهای ما را تعیین می کنند.

افکار ما باعث ایجاد باورهای ما می شوند و باورهای ما تعیین کننده کلام و رفتار ما هستند.

باید مواظب دیده ها و شنیده های خود باشیم زیرا آن ها باورهای ما را شکل می دهند. اگر از شرایط اکنونمان راضی نیستیم، باید باورهای خود را تغییر دهیم تا بتوانیم درست عمل کرده و شرایط خوبی برای خود بوجود آوریم. با مدیریت افکاری که وارد ذهن مان می شوند می توانیم باورهایمان را مدیریت کنیم.

قانون باور می گوید: هر چیزی را که شما باور داشته باشید و احساس کنید واقعیت شما می شود. شما تنها چیزهایی را می بینید که مطابق باورهایتان باشد. ما می توانیم از این قانون به نفع خود استفاده کنیم. ضمیر ناخودآگاه به عنوان مسئول تولید رفتار و زندگی ما، بسیار ساده لوح است و قدرت تشخیص خوب و بد را ندارد. هر چه را بگوییم برای ما برنامه ریزی می کند. پس باید مواظب گفته ها و اندیشه هایمان باشیم.

می توانیم از جملات تاکیدی مثبت استفاده کنیم و بارها آن ها را در طی روز تکرار نماییم. به طور مثال اگر توانمندی های خود را باور نداریم و از اعتماد به نفس بسیار کمی برخورداریم بهتر است  بگوییم : من بسیار توانا و قدرتمند هستم. من از اعتماد به نفس بسیار زیادی برخوردارم. اما فقط به گفتن اکتفا نکنیم، آن را با تمام وجود احساس کنیم . در این صورت به طور خودکار در فیزیک بدنمان تغییر بوجود می آید و ما مانند افراد دارای اعتماد به نفس صاف و کشیده می ایستیم.  بارها و بارها جملات تاکیدی را تکرار کنیم تا ضمیر ناخودآگاه همان را برایمان مهیا کند.

باورها یک شبه ایجاد نشده اند، پس نباید انتظار داشته باشیم که بتوانیم یک شبه آن ها را تغییر بدهیم. دختر بچه ای که در کودکی بارها به او گفته شده که بی عرضه است، این جمله را باور می کند و همیشه طوری عمل می کند که بی عرضگی را ثابت کند. فردی که باورش این است که چاق شدن بسیار راحت تر از لاغر شدن است

تغییر انتظارات

قانون توقع و انتظار می گوید هر آن چه در زندگی انتظار داشته باشید به واقعیت تبدیل می شود. یعنی با بیان اینکه در آینده می خواهیم چه اتفاقی برایمان بیفتد می توانیم آینده خود را بسازیم.

پس چه خوب است که همیشه انتظار بهترین ها را داشته باشیم. افراد موفق بیشتر در باره آینده صحبت می کنند. آن ها در مورد آینده و آنچه که می خواهند به تصویر سازی ذهنی می پردازند و چگونگی آن را تجسم می کنند. آن ها در  انتظار رسیدن به دنیای مطلوب شان هستند. پس برای رسیدن به این تصویر ذهنی آینده و تبدیل آن به واقعیت تلاش می کنند.

تغییر نگرش

بسیاری از افراد نمی توانند تغییری در زندگی خود ایجاد کنند و یا با تغییرات زندگی همگام نیستند، در نتیجه هیچ پیشرفتی نمی کنند و همیشه در وضعیتی که هستند باقی می مانند. اغلب این وضع به دلیل این است که آن ها خود را ناتوان می بینند و تصویر ذهنی که از خود دارند، تصویر فردی است که قادر به هیچ کاری نیست.

می دانیم که تصویر ذهنی که هر شخص از خودش دارد، بنای شخصیت او را می سازد. اینکه ما خودمان را در کاری توانا ببینیم یا ناتوان، به تصویر ذهنی ما از خودمان بر می گردد.

اگر نگرش مثبت، زیبا و سازنده ای نسبت به خود و جهان اطراف مان داشته باشیم، می توانیم نه تنها دنیای خود بلکه دنیای اطراف مان را نیز تغییر بدهیم. اکثر ما عادت کرده ایم در گذشته خود غرق شویم و به اشتباهات، ناکامی ها و وقایعی که در گذشته اتفاق افتاده است ، بچسبیم. این گذشته تلخ و اندیشیدن مداوم به آن راه حرکت رو به جلوی ما را بسته است. وقایع گذشته سد راه لذت بردن از لحظه حال و اکنون ما شده است.

اگر من در موقعیتی بد عمل کردم و شکست خوردم به معنای این نیست که همیشه اینگونه عمل می کنم. آنچه ما اکنون هستیم نتیجه افکار، اندیشه ها و تصمیم هایی است که در گذشته گرفته ایم. پس با تغییر این اندیشه ها و تصمیم ها می توانیم حال و آینده ای که دوست داریم را بوجود بیاوریم.

اگر طرز نگرش ما فقط سرزنش و انتقاد از خود باشد، وضعیت مان همان گونه که هست باقی می ماند و حتی ممکن است روز به روز بدتر شود. اما باید بدانیم که نگرش و طرز تلقی مثبت ما نسبت به زندگی باعث می شود که اشتباهات گذشته درسی برای آینده مان باشد. می توانیم با دریافت تجربه از گذشته و دید مثبت نسبت به آینده و برنامه ریزی خوب، حال خوبی برای خود بوجود بیاوریم.

نوع نگاه و نگرش ما تعیین می کند که تا چه حد از زندگی شاد، سالم و موفقی برخوردار باشیم. هر چقدر نگرش ما به زندگی مثبت تر و زیباتر باشد، زندگی شادتری خواهیم داشت. برای داشتن نگرشی خوب باید یاد بگیریم ذهن مان را بر راه حل ها متمرکز کنیم نه مشکلات. باید بتوانیم استرس های خود را کنترل نماییم. اضطراب چیزی نیست بجز ترس از آینده، پس باید بر آنچه اکنون می توانیم کنترل کنیم، تمرکز نماییم.

به موفقیت های گذشته بیندیشید و بدانید که شما همان کسی هستید که این موفقیت ها را بوجود آورده اید. خودتان را دست کم نگیرید. نگرش مثبت شما به مسائل زندگی نه تنها به خود شما بلکه به دیگران نیز انگیزه می دهد تا به سطح بالایی از موفقیت دست یابند.

خوش بینی و نگرش مثبت باعث جذب دیگران به سوی شما می شود.

تغییر عملکرد

در قسمت نگرش گفتم که اگر نگرش خود را تغییر دهیم می توانیم در خودمان نیز تغییرصورت دهیم. اما به این صورت هم می شود گفت که اگر می خواهیم نگرش خود را تغییر دهیم باید عمل موفقیت آمیزی را انجام دهیم.

ببینید در این هفته چه کاری را می توانید انجام دهید تا تغییری کوچک در خودتان ایجاد کنید؟ به طور مثال من عادت داشتم شیرینی زیادی بخورم. از آنجایی که شکر ضررهای زیادی دارد تصمیم گرفتم که مویز و میوه را جایگزین آن کنم و بتدریج به این تغذیه جدید خو گرفتم. از نظر گوارشی هم در وضعیت بهتری به سر می برم. البته خیلی به ندرت ممکن است کمی شیرینی  بخورم ولی دیگر به آن وابسته نیستم. شما هم فعالیت جدیدی را شروع کنید. از کارهای کوچک آغاز کنید. مثلا اینکه در این هفته روزی ۸لیوان آب بخورید و یا اینکه روزی ده دقیقه نرمش کنید.

افراد موفق عادت های خوبی در خود ایجاد می کنند. هر گاه تصمیم می گیریم که فعالیت جدیدی را شروع کنیم  به مغز خود می آموزیم که می خواهید به فردی که می خواهیم تبدیل شویم.

هر موفقیت بزرگی در اثر عمل به دست می آید. با عمل است که می توانیم به نتایج بزرگ برسیم.

هنگامی که برای رسیدن به موفقیت ، دست به عمل می زنیم در طی مسیر باید انعطاف پذیر باشیم. گاه گاهی به عقب برگردیم و ببینیم آیا مسیرمان درست است یا آیا هدف درستی را انتخاب کرده ایم. اگر متوجه شدیم که مسیرمان درست نیست، آن را تغییر می دهیم. بهترین کار این است که گاه گاهی از خود سوال کنیم بهترین روش برای انجام این کار چیست؟ اگر روشمان اشتباه بود ، عملکردمان را عوض کنیم.

راکفلر رمز موفقیتش را در سه چیز می داند: ” زودتر از دیگران فهمیدم، زودتر از دیگران تصمیم گرفتم، آنگاه که تصمیم گرفتم چشمهایم را بستم و عمل کردم”.

تغییر رفتار

ریشه تغییر رفتار و ساختن عادت های بهتر در هویت ما نهفته است. با تغییر باورها و نگرشمان ، تغییر رفتار آسان تر می شود. رفتارهایی را انتخاب کنیم که ما را به سوی بزرگ ترین رویاهایمان می برند.